مطالب طنز طنز؛ قاصدک! هوی چه خبر؟

  • شروع کننده موضوع MASUME_Z
  • بازدیدها 161
  • پاسخ ها 0
  • تاریخ شروع

MASUME_Z

کاربر نگاه دانلود
کاربر نگاه دانلود
عضویت
2016/04/18
ارسالی ها
4,852
امتیاز واکنش
29,849
امتیاز
1,120
شهاب پاک نگر در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:

اعتیاد لزوما وابستگی به مواد مخـ ـدر، گوشی‌های هوشمند یا نوشابه‌های گازدار نیست. آدم می‌تواند به هرچیزی وابسته بشود. خودِ من به دیدن برنامه‌های پزشکی و چک کردن علائم هر نوع مرضی که موضوع برنامه باشد، اعتیاد دارم. به عنوان مثال یک بار در شبکه سلامت از وسط برنامه به جمع بینندگان ملحق شدم و وقتی تک‌تکِ علائمی که کارشناس اعلام کرد را در خودم پیدا کردم، متوجه شدم موضوع برنامه حاملگی است.

یا هنوز خاطره اولین بار که شنیدم یکی از بیماری‌هایی که آقایان از آن رنج می‌برند، تورم پروستات است را فراموش نمی‌کنم. از مرحله آشنایی تا قطعیتِ عدم ابتلا به آن، واقعا رنج‌ آور بود.

چند وقت پیش یک سایت پزشکی مطلبی در زمینه ترس بیمارگونه از شنیدن خبر خوش یا «یوفوبیا» منتشر کرده بود.

از آنجاکه هر آدم عاقل و بالغی که معتاد پیدا کردن نشانه‌های بیماری در خودش باشد، بدون درنگ سراغ پیداکردن این علائم در رفتارهای روزانه‌اش می‌رود؛ ما هم که به بلوغ‌مان اطمینان کامل و به عقل‌مان اطمینان سطحی (مثل گزارش‌های هواشناسی) داریم، سراغ اخبار چند وقت اخیر رفتیم تا ببینیم چند مرده حلاجیم و با شنیدن خبرهای خوش سطح استرس‌مان چقدر افزایش پیدا می‌کند.

شبکه‌های اجتماعی پر بود از عناصر چهارگانه آب، باد، خاک و آتش و قرار بر این بود که در بین اخبار # پلاسکو از سیل# سیستان - و - بلوچستان، در بین اخبار سیستان و بلوچستان از خاک # اهواز، در بین اخبار اهواز از #صیادان - اسیر - ایرانی در بین اخبار صیادان اسیر ایرانی از #کولبرها غافل نشویم. ما هم برای اینکه دچار غفلت نشویم به هر انگشت‌مان یک نخ پیچیدیم و الان هم به صورت بالقوه پتانسیل تولید یک کارخانه ریسندگی و بافندگی را داریم.

رسانه‌های ورزشی همان تیترِ همیشگی «افتخاری دیگر برای افتخاری» را کار کرده بودند و فرایند ممنوعیت استقلال از نقل و انتقالات نیم فصل را بررسی می‌کردند و سایر جراید کثیر‌الانتشار پر شده بود از تیکی تاکای قبولِ مسئولیت هشتگ‌های شبکه‌های اجتماعی بین مسئولان ذی‌ربط. البته در کنار تمام این موارد تئوری جدید مدیریتی یا تئوری مدیریت جدیدی با عنوان شاخ بز نیز به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته بود.

تمام این بررسی‌ها بدون نتیجه مانده بود تا اینکه یک روز خبرنگارِ توانمندِ شبکه خبر با اعلام اینکه قرار است خبر خوشی را تا دقایقی دیگر اعلام کند، لرزه بر اندامم انداخت. تمام غدد بدنم شروع به ترشح هورمون استرس کردند و آنجا بود که فهمیدم «یوفوبیا» قرار است بیماری باکلاسی باشد که با آن می‌توانم در کافی‌شاپ‌ها ساعت‌ها سخنوری و دلبری کنم.

البته بگذریم که خبر خوش خبرنگار، پیدا شدن پيكر یکی دیگر از آتش‌نشان‌ها بود، اما فهمیدم برای همزیستی مسالمت‌آمیزِ من و دوست جدیدم یوفوبیا، هیچ جا مثل خانه آدم نمی‌شود.
 

برخی موضوعات مشابه

پاسخ ها
12
بازدیدها
271
پاسخ ها
381
بازدیدها
7,691
پاسخ ها
0
بازدیدها
477
پاسخ ها
2
بازدیدها
207
پاسخ ها
0
بازدیدها
229
پاسخ ها
0
بازدیدها
197
پاسخ ها
0
بازدیدها
223
پاسخ ها
0
بازدیدها
177
پاسخ ها
0
بازدیدها
156
پاسخ ها
16
بازدیدها
572
پاسخ ها
0
بازدیدها
175
پاسخ ها
0
بازدیدها
163
بالا