خودم حداقل اندازه ده دقیقه تنها باشم
اما اگه کسی ناراحته اول سعی میکنم بفهمم"چشه و مشکلش چیه" بعد اول حلش میکنم بعد دلقک بازی در میارم از خنده طرف رو شادروان میکنم:)
وقتی ناراحتم معمولا عصبانی و داغم و معمولا بعضی ها رو از خودم میرنجونم.به همین علت دوس دارم یه نفر بشینه و باهام منطقی حرف بزنه.کاملا منطقی.بدور از عقاید مزخرف.
وقتی دوستی ازم ناراحته و خودش مقصره غرورم اجازه نمیده برم جلو.میزارم آبا از آسیاب بیفته و بعد برم آشتی کنون.اگه خودم مقصر باشم،یه چیزی تو همین مایه ها ولی سریعتر آشتی میکنم.
دلقک بازی که جای خود.ولی مال ما یه فرق اساسی داره و اینه که بدتر رو اعصاب طرف راه میریم.مثلا اگه آدم عصبانی از مارمولک بترسه اونو اونقدر میترسونیم که گریه کنه.
اگه از کسی ناراحت باشم خب ترجیح میدم از دلم دربیاره
ولی در کل وقتی ناراحتم نه کار خاصی میکنم نه انتظار کاری از کسی دارم
واس خودم فک میکنم حرص میخورم
گاهیم عصبانی میشم یه کم داد و بیداد میکنم
ولی زود آورم میشم و باز واس خودم حرص میخورم
دوستمم اگه بخاد میشینم پای حرفاش تا باهام دردودل کنه
ولی اگه بدونم تنهاییو ترجیح میده البته اگه با توجه ب شناختی ک دارم بدونم تنهایی حالشو خوب میکنه تنهاش میذارم
وگرنه هرچیم بگه میمونم و باهاش حرف میزنم تا اونم خودشو خالی کنه و راحت شه