میرفتم پارسال .. روز امتحان عربی .. اون لحظه ک مدیر کشوندمون تو دفتر و گفت چرا سر ساعت نیومدی امتحان بدی؟ خیلی ریکس تر، با لبخند
دوباره این جمله رو میگفتم :هیچ بهونه ای ندارم خانم !!! بعدم بدون اینکه نگاش کنم برمیگشتم و میرفتم .. در و هم محکم میبستم
دوباره این جمله رو میگفتم :هیچ بهونه ای ندارم خانم !!! بعدم بدون اینکه نگاش کنم برمیگشتم و میرفتم .. در و هم محکم میبستم





:aiwan_light_spiteful: 



