خلاصه رمان رو توضیح بدید کافیه...باید بدونیم چه اتفاقی قراره تو رمان بیفته برای مثال
داستان راجب یه دختریه که در اثر تصادف فراموشی میگیره و بعد از فراموشیش دزدیده میشع و به یهدنیای جدید وارد میشه یه دنیای خیالی
عاشق میشت و یه زندگی جدید به وجود میاره...زندگی می بخشه و زندگی میگیره ولی خدا نیست
( دوستان این رمان خودمه و نیازمنده اسمه لطفاکمک)
داستانم درباره یه سایبورگ دختره که چیزی از گذشته اش به یاد نمی اره؛ حالا اون داخل یه زمانی از زمینه که حکومت انسانی بر داشته شده و روبات ها و ادم های شیاد بر دنیا حکومت می کنند، چهره این شبیه یک الهه خیلی قشنگ و معصومه ولی هر کس که باهاش مبارزه میکنه ؛ زنده نمی مونه. اون قبلاً یک مامور پلیس بوده که در یک ماموریت که همه همکاراش مردن، زنده مونده و حالا میخواد انتقام بگیره
دختری که به تازگی پدرو مادرشو از دست داده و مجبور میشه با پدر بزرگ و مادر بزرگش زندگی کنه.توی اتاقی که بهش دادن.متوجه ی دری میشه که نیمه شب روبه دنیای دیگه ای باز میشه و بعد از طلوع خورشید به یه در معمولی تبدیل میشه.ودختر قصه ی ما با کنجکاوی وارد اون دنیا میشه.و اطفاقاتی رو تجربه میکنه