عشق از نظر روانشناسان

آدم برفی

کاربر نگاه دانلود
کاربر نگاه دانلود
عضویت
2016/11/28
ارسالی ها
4,013
امتیاز واکنش
9,544
امتیاز
746
مثل یک روز خوش تعطیل، میان روزهای پر کار هفته یا مثل ابری که وسط ظهر تبدار تابستان از ناکجای آسمان پیدا شود و سخاوتمندانه ببارد یا مثل آواز پرنده‌ای در دوردست که دل مان را خوش می‌کند، عشق بالاخره یک روز بی خبر و به ناگاه از راه می‌رسد، جان می‌گیرد، می‌شکفد، منتشر می‌شود و رنگ دنیای مان را عوض می‌کند. بدی اش این است که اگر مراقبش نباشیم، اگر قوانینش را رعایت نکنیم، به همان سرعت که آمده، بازهم بی خبر و به ناگاه، ناپدید می‌شود و با رفتنش، ستون‌های زندگی مشترک مان را به لرزه در می‌آورد. می‌خواهید بدانید بی عشقی، زندگی مشترک کدام زوج‌ها را تهدید می‌کند؟



دکتر بهنام اوحدی، روانپزشک، زوج درمانگر و متخصص درمان مشکلات جنـ*ـسی، در پاسخ به این پرسش می گوید هر زندگی مشترکی در خطر از میان رفتن عشق است مگر آن که زوج، ماهیت عشق و راه های نگهداری از آن را بدانند. گفت وگوی ما با این متخصص، درباره همین راه هاست.

برخی می گویند عشق، فقط یک هیجان ناگهانی است، برخی آن را طغیان هورمون ها می دانند و گروهی هم اعتقاد دارند اصلا مربوط به آدم های سالم نیست و فقط روان رنجورها عاشق می شوند. نظر شما چیست؟
ما نمی توانیم فقط با نیمکره منطق مغزمان زندگی کنیم و طبیعتا به نیمکره احساساتش هم نیاز داریم. نیمکره احساسات ، در افراد راست دست، نیمکره راست و در چپ دست ها، نیمکره چپ است.

با این توضیح، هر آدمی قابلیت عاشق شدن را دارد؟
نه. گروهی از آدم ها از نظر هیجانی بشدت سرد هستند و به ندرت ممکن است عاشق شوند مانند شخصیت های اسکیزوئید ( دوری گزین ) یا مبتلایان به سندرم اسپرگر (یکی از اختلالات طیف اوتیسم) یا افراد آ سکشوآل یعنی کسانی که کلا مسائل جنـ*ـسی برایشان
بی اهمیت است.

ممکن است کسی به شکل ثانوی ضدعشق شود یعنی دوره ای عاشق باشد و ناگهان دیگر هرگز عاشق نشود؟
افرادی که دچار شکست های عشقی شدید می شوند گاهی به کلی با عاشق پیشگی خداحافظی می کنند و انرژی شان را در ادامه زندگی، بیش از حد بر فعالیت های دیگر متمرکز می کنند مثلا همه وقت شان را بشدت صرف فعالیت های فرهنگی یا سیـاس*ـی یا اجتماعی می کنند. این رفتار، نوعی « جبران افراطی» محسوب می شود.

من هنوز پاسخ پرسشم را درباره چیستی عشق نگرفته ام. از دیدگاه روانپزشک ها عشق دقیقا چیست؟
عشق غلیان احساسات است. امکان دارد آدم عاشق زمانی خلقش بالا برود یا پایین بیاید یا دچار حالت های نوسانی شود. مثلا گاهی سرخوشی، گاهی افسردگی.
در حالت عاشقی شدید ممکن است فرد کمی شبیه افراد روان رنجور هم به نظر برسد. ولی واقعیت این است که زندگی بدون عشق بسیار سخت است. زندگی بدون عشق مثل غذای بدون چاشنی و ادویه است. کامل نیست.
رابرت استرنبرگ، روانشناس و نظریه پرداز، عشق را به شکل یکمثلث تعریف کرده است که یک ضلع آن شور یا کشش جنـ*ـسی، یک ضلع صمیمیت و یک ضلع نیز تعهد است. از دیدگاه او بعید است که هر سه ضلع این مثلث در انسان ها کاملا مساوی با هم باشد و بر حسب این که کدام ضلع بلندتر است امکان دارد ماهیت عشق و شکل رابـ ـطه عاشقانه تغییر کند و او بر این اساس انواع مختلفی از عشق را تعریف کرده است.



هر زندگی مشترکی در خطر از میان رفتن عشق است مگر آنکه زوج ها ماهیت عشق و راههای نگهداری از آن را بدانند

این هم یک تعریف مناسب از عشق است اما من این سه آیتم برای عشق را به تعداد بیشتری آیتم تبدیل کرده ام و به جزئیاتی پرداخته ام که معمولا برای مراجعانم به آنها اشاره می کنم . نخستین آیتم از دیدگاه من احترام است. دومی، اعتماد است. جزء دیگر تعهد و مسئولیت پذیری است. آیتم دیگر صداقت و رفاقت است.
بعدی، بخشش و گذشت در رابـ ـطه است یعنی در رابـ ـطه عاشقانه، خوبی ها پر رنگ تر و بدی ها کمرنگ تر دیده می شوند. آیتم دیگر، سپاس و ستایش است. در کشور ما معمولا سپاسگزاری بین زوج ها کم دیده می شود و با گذشت مدتی از ازدواج، آنها خیال می کنند تشکر نکردن، نشانه صمیمیت شان است در حالی که این روش اتفاقا باعث از بین رفتن صمیمیت می شود.
نوازش و در آغـ*ـوش گرفتن هم یک جزء مهم در عشق است. منظور از نوازش و در آغـ*ـوش گرفتن صرفا رابـ ـطه جنـ*ـسی نیست این اشتباه است که زوج ها خیال می کنند صرفا برای یک رابـ ـطه جنـ*ـسی باید یکدیگر را لمس کنند در حالی که چنین نیست.
زن ها در کشور ما در این زمینه پیشرفت زیادی داشته اند و به آگاهی هایی برای ارتباط با همسر از این طریق دست پیدا کرده اند. اما به نظر می رسد که مردها عقب هستند. متاسفانه بسیاری از آقایان مراجع ما شیوه در آغـ*ـوش گرفتن همسر و نوازش کردن او را نمی دانند.
آیتم دیگر، درک متقابل همسر است. عشق باید درک بهتری از طرف مقابل برای ما به ارمغان بیاورد تا او را همانطور که هست بپذیریم و وقتی پذیرفتیم وارد مرحله بعدی می شویم که همدلی است. همدلی یعنی درک مسائل از دیدگاه طرف مقابل. برخی خیال می کنند همدلی همان همدردی است اما این طور نیست. ما در همدلی درد طرف مقابل را درک می کنیم اما در همدردی همراه او درد می کشیم.
رکن مهم دیگر در عشق، یاری کردن و پشتیبانی همسر است. بسیاری از رابـ ـطه های عاشقانه در کشور ما با آسیب همراه هستند چون دو طرف وارد رابـ ـطه می شوند با هم گرم می گیرند اما بر سر یک مساله به هم حمله می کنند و آسیب می زنند و رابـ ـطه تمام می شود. چون مهارت های زندگی را نمی دانند. جزء دیگر در عشق ایثار و فداکاری است و بعد دیگر معنویت است. عشق واقعی ، انسان را در پیوستگی با جهان آفرینش قرار می دهد و بعدی از معنویت است.

اجزایی که نام بردید، عشق را با جزئیات زیاد تعریف می کنند اما به نظر می آید در دنیای مدرن غرب، عشق از طریق رسانه ها بیشتر در قالب رابـ ـطه جنـ*ـسی تعریف می شود.
شور جنـ*ـسی یک جزء عشق است. اما به تنهایی عشق نیست، حتما باید اجزای روحانی و روانی هم در آن باشد.

به نظرتان چقدر در عشق های امروزی جامعه ما، ارکانی که به آنها اشاره کردید، رعایت می شود؟
به نظرم شمار زیادی از این اجزا، در عشق های امروزی نادیده گرفته می شود. افراد در بسیاری از مواقع به دام رابـ ـطه های عاشقانه نادرست می افتند اما رهایشان نمی کنند و ادامه می دهند برای مثال چندی پیش خانم مراجعی داشتم که پزشک بود و وارد رابـ ـطه عاطفی با مردی متاهل شده بود. آقا به ایشان گفته بود که همسرش را طلاقمی دهد اما وعده اش دروغ بود. با مطالعه بیشتر مشخص شد مرد مبتلا به یکی از انواع اختلال های روانی است. اما برای درمان کاری نمی کند و بنابر این به حرف هایش نباید اعتماد کرد چون ممکن است در شرایط نامتعادل ، چیزهایی بگوید و قول هایی بدهد که هیچ کدام راست نیستند. اما با وجود این شرایط خانم همچنان اصرار داشت که در این رابـ ـطه باقی بماند هرچند بشدت آزار می دید.

چرا خانم سعی می کرد رابـ ـطه را حفظ کند؟
خیلی از مردم این کار را می کنند. آنها وارد روابط غلط می شوند و حفظش می کنند در پرونده این خانم و در بسیاری از موارد ، علت تلاش برای حفظ یک رابـ ـطه غلط، ترس از تنهایی است. ترس از تنهایی، دوری گزین ترین آدم ها را هم یاد مرگ می اندازد و نگران شان می کند.

برای رهایی از ترس از تنهایی که به قول شما باعث قرار گرفتن در روابط غلط عاطفی می شود به نظرتان باید چه کار کرد؟
برای کاهش این ترس ابتدا باید بپذیریم که تنهایی جزئی از دنیای مدرن است و شاید دامن ما را هم بگیرد. به آمارها توجه کنید. طلاقگرفته ها، مجردهای قطعی و آنها که همسران شان فوت کرده اند جزو گروه هایی هستند که این تنهایی را بیشتر از دیگران تجربه می کنند و باید برای مقابله با آن آماده باشند.
برای حل این مشکل ما باید انرژی مان را بر محورهای متنوع دیگری از زندگی متمرکز کنیم. مثلا از گیاهان خانگی مراقبت کنیم، به کلاس های ورزش، موسیقی، یوگا یا مدیتیشن بپیوندیم و روابط اجتماعی مان را با انسان های دیگر گسترده تر کنیم.
شما در صحبت های تان اشاره کردید که زوج ها بسیاری از آیتم های عشق را نادیده می گیرند و به همین علت در رابـ ـطه به مشکل بر می خورند، اصلی ترین آیتم هایی که فراموش می شوند، کدامند؟
احترام و صمیمیت مهمترین و مغفول مانده ترین اجزای عشق هستند. از یک طرف زوج ها در بسیاری از موارد به یکدیگر و خانواده های شان احترام نمی گذارند و از سوی دیگر با هم صمیمی نمی شوند، آنها به هم محبت نمی کنند چون خیال می کنند این نوازش ها، باعث پررو شدن همسرشان می شود یا خیال می کنند این نوع رفتارها برای بچه ها بد آموزی دارد و اگر نشانه ای از محبت به هم را مقابل بچه های شان آشکار کنند چشم و گوش آنها باز می شود!
در حالی که فرزندان مان باید ببینند والدین شان نسبت به هم علاقه دارند و با هم صمیمی اند تا در بزرگسالی الگوی مناسب رفتاری داشته باشند. متاسفانه ما بدلی زندگی می کنیم.

برخی می گویند که عشق مربوط به قبل از ازدواج است و پس از ازدواج شعله اش خاموش می شود شما این نظر را قبول دارید؟
عشق پس از ازدواج باید ضمیمه صمیمیت شود اما اگر صمیمیت نباشد، رابـ ـطه سرد خواهد شد.

در این حالت کار زوج به دادگاه خانواده می کشد؟
نه همیشه . شاید تعهد باعث شود در کنار هم بمانند اما به هر حال احساس خوشبختی کامل ندارند. در حالی که صمیمیت، آدم ها را دوباره عاشق می کند و حتی شور جنـ*ـسی را هم افزایش می دهد. در مرگ صمیمیت، زوج ها به طلاق عاطفی هم می رسند یعنی شاید زیر یک سقف زندگی کنند اما از نظر عاطفی وابستگی شان را به هم از دست داده اند.

به اینکه آدمها نیمه گمشده دارند باور دارید؟
معتقدم اما نه به شکل اغراق شده و رمانتیکش. معنای مورد تایید من از نیمه گمشده این است که برخی آدم ها از نظر عاطفی و جنـ*ـسی با برخی دیگر انطباق زیادی دارند ولی متاسفانه خیلی وقت ها این آدم ها با هم برخورد نمی کنند یا با فردی اشتباه ازدواج می کنند یا تنها می مانند.

برخی می گویند عشق منطق ندارد ….
نه قبول ندارم . هر کاری به خردمندی نیاز دارد. اگر فرد عشقی در خود احساس می کند که تابع خرد نیست باید به متخصص روانشناس یا روانپزشک مراجعه کند.

شما هم شنیده اید که زن ها با گوش عاشق می شوند و مردها با چشم؟
زنان با واژگان محبت آمیز بیشتر احساس شیفتگی می کنند اما بعد جنـ*ـسی برای مردان بسیار مهم تر است پس آنها بر اساس دیده های شان جذب می شوند.

آیا به طور کلی زنان نیازهای جنـ*ـسی کمتری نسبت به مردان دارند؟
از یک سو زن های غربی بیشتر از زنان شرقی نیازشان را ابراز می کنند و از سوی دیگر واقعا، زنان نسبت به مردان ممکن است نیازهای جنـ*ـسی کمتری داشته باشند.

شما در صحبت های تان اشاره کردید که توجه به رکن صمیمیت، زندگی مشترک را زیبا و عاشقانه نگه می دارد اما چگونه می توانیم پیش از ازدواج مطمئن باشیم که طرف مقابل مان قابلیت صمیمی شدن را دارد؟
مشاوره پیش از ازدواج برای سنجش چنین مسائلی بسیار موثر است. هرکس پس از ازدواج فقط ۱۵ تا ۲۵ درصد قابل تغییر است پس انتخاب کسی با خیال این که می شود تغییرش داد اشتباه است و صفاتش با فرض این که پس از ازدواج هم ثابت خواهند ماند، باید سنجیده شود.
در دنیای امروز به نظر من بخشی از شناخت دو طرف از هم می تواند از طریق فضای مجازی باشد.
فضای مجازی در دنیای مدرن، موقعیت مناسبی برای معرفی خود به جوان ها داده است و افراد با سلیقه های نزدیک به هم می توانند یکدیگر را پیدا کنند و سپس یکدیگر را بسنجند البته این روش یک شرط بسیار مهم دارد نخست این که مطمئن باشیم طرف مقابل هویت واقعی اش را با هدف ازدواج در اختیار مان قرار داده است که طبیعتا به تحقیق فراوان نیاز دارد و دوم این که کل فرایند آشنایی و سنجش، با نظارت خانواده و مشاور ازدواج باشد تا خطرش به حداقل برسد.
( ایران بانو)
 
  • پیشنهادات
  • гคђค1737

    کاربر نگاه دانلود
    کاربر نگاه دانلود
    عضویت
    2016/08/12
    ارسالی ها
    7,959
    امتیاز واکنش
    45,842
    امتیاز
    1,000
    محل سکونت
    زیر خاک
    عشق نوعی لـ*ـذت و احساس است که در محور زیبایی شکل می‌گیرد. در واقع زمانی که شما نسبت به چیزی یا کسی احساسی عمیق و عاطفی را پرورش می‌دهید، میتوان که عاشق آن چیز یا فرد شده‌اید. عشق از همان ابتدای بشریت سوژه و موضوع بسیاری از آثار هنری و ادبی بوده و میباشد. در این نوشتار قصد داریم تا نگاه روانشناسان را به مقوله‌ی عشق بررسی کنیم. با گیاه یاب همراه باشید.
    عشق

    ریشه واژه
    عشق از عشقه گرفته شده و آن گیاهی است به نام لبلاب، چون بر درختی پیچد آن را بخشکاند. عشق صوری درخت جسم صاحبش را، خُشک و زردرو می‌کند، اما عشق معنوی بیخ درخت هستی اعتباری عاشق را خشک سازد و او را از خود بمیراند. عشق در لغت افراط در دوست داشتن و محبت تام معنی کرده‌اند.
    روانشناسان درباره عشق چه میگویند؟
    عشق از دیدگاه روانشناسی انواع گوناگونی دارد. برخی از این عشق ها پایدار و برخی گذار هستند. در این مطلب انواع عشق را برای شما شرح خواهیم داد.
    با اینکه کمتر از ده سال از زندگی مشترک من و شوهرم میگذرد، اما زندگی و رابـ ـطه ما بیشتر شبیه زوجی است که سالهای بسیاری از ازدواجشان میگذرد. با وجود اینکه ما از بسیاری جهات تفاهم داریم و از همراهی با یکدیگر لـ*ـذت میبریم، اما اهل زمزمه ها یا رفتارهای عاشقانه نیستیم! این نقل قول از خانمی است که به گفته خودش، زندگی خوبی با همسرش دارد.
    ممکن است این رابـ ـطه در نظر عده ای سنگین و فاقد ظرافت باشد، اما به نظر بسیاری از کارشناسان علوم اجتماعی: این زوج از آن دسته افرادی هستند که از عشق به دوستی رسیده اند.
    عشق برای زوجهای مختلف میتواند بسیار متفاوت باشد. عده ای حتی با گذشت چند دهه از زندگی مشترکشان هنوز هم نسبت به یکدیگر احساساتی سرشار از اشتیاق دارند و عده ای پس از گذشت ۲۰ سال هنوز تمام جزئیات آشنایی و ازدواجشان را با وسواس کامل به یاد می آورند.
    انواع مختلف عاشق بودن
    در واقع، بنا به گفته متخصصین، در کل شش حالت مختلف برای “عاشق بودن” وجود دارد و شیوه عشق ورزی هر شخص میتواند در دوران یک رابـ ـطه تغییر کند.
    دکتر سوزان هندریک (Susan Hendrick) روانشناس، همراه با همسر و دستیار تحقیقاتی خود دکتر کلاید هندریک (Clyde Hendrick) به مدت ۲۵ سال است که بر روابط اجتماعی افراد تحقیق میکنند. به گفته ایشان، با دانستن شیوه عشق ورزی میتوان رابـ ـطه را ارزیابی نمود و انتظارات واقع بینانه تری نسبت به عشق و رشد آن به دست آورد.
    با دانستن اینکه شما به چه شیوه ای عشق میورزید، میتوانید رابـ ـطه سالمتر و شادمانه تری با همسر خود به وجود آورید. پس ببینید که چگونه عاشقی هستید!
    عاشق احساساتی
    این افراد عاشق “عاشق بودن” هستند. آنها به سادگی به روی زیبا با جذابیتهای ظاهری دیگر دل میبندند و سپس با از بین رفتن یا تغییر کردن این ظواهر، مایوس میشوند.
    به خاطر داشته باشید که عشق واقعی نباید با کم شدن موی سر معشوق رو به نقصان بگذارد و احساسات عاشقانه نباید با پختگی رابـ ـطه، کمرنگ شود.
    اگر چنین عاشقی هستید، برای زنده نگهداشتن عشق خود بهتر است قرار ملاقاتهای عاشقانه و دو نفری بگذارید، برای تعطیلات آخر هفته برنامه ای ترتیب دهید و تعطیلات را با یکدیگر سپری کنید و نگذارید که عشق رومانتیک شما دچار روزمرگی شود.
    عشق

    عاشقی با معیارهای ذهنی متعدد
    این افراد ملاکهایی برای عاشق شدن دارند که برایشان بسیار مهم است و قصد تغییر دادن آن را هم ندارند. آنها حتی در رابـ ـطه زناشویی نیز همسر خود را تحت فشار شدیدی قرار میدهند تا مطابق با استانداردهای ایشان عمل کند.
    اگر شما عاشق فهرست مشخصات خودساخته و از دسته افراد متوقع هستید، برای حفظ رابـ ـطه باید این فهرست را دور بیاندازید. به عقیده کارشناسان وفادار ماندن به این لیست بایدها و نبایدها، به رابـ ـطه ای فرسایشی و یا تنهایی منجر میشود.
    آنچه بسیار اهمیت دارد رفاقت، عشق و توانایی بخشش است نه چیزهایی که برای تحت تاثیر قرار دادن “دیگران” مهم باشد.
    عاشق وسواسی
    اینعاشق، عاشقی است که میخواهد تمام اوقات خود را با معشوقش بگذراند و حتی پس از گذشت سالها، مدام نگران رابـ ـطه و زندگی زناشویی خود است. داشتن چنین همسری میتواند طاقت فرسا بوده و یا به خاطر اوج و فرودهای شخصیتی، موجب ناراحتی روحی طرف مقابل شود.
    اگر این حالات به نظرتان آشنا می آید، برای حفظ همسر و زندگی مشترک باید دست از نگرانی برداشته و زمانی برای تنفس به معشوق خود بدهید. به یاد داشته باشید که حتی شیرین ترین ها هم میتوانند به مرز “بیش از حد” برسند و دیگر شیرین به نظر نیایند. اگر احساس نا امنی در شما بسیار شدید است، بدون معطلی با یک متخصص مشورت کنید و رابـ ـطه خود را بهبود بخشید.
    عاشق ایثارگر
    عده ای مستعد ورود در رابـ ـطه ای هستند که در آن بیش از آنچه به دست می آورند، از خود مایه میگذارند. گاهی احساس میکنند که این رابـ ـطه به کلی یک طرفه شده است. یک نفر با از خود گذشتگی مدام در تلاش جلب رضایت و برآورده ساختن نیازهای دیگری است و هیچ زمانی برای مراقبت از “خود” کنار نگذاشته است.
    اگر چنین عاشقی هستید، باید بدانید که خارج از چهارچوب عشقی که دارید نیز چیزهایی برای لـ*ـذت بردن هست و سوای عشق تان، دوستان و اقوامی وجود دارند. باید زمانی را به انجام فعالیتهای مورد علاقه خودتان و معاشرت با افرادی که دوست دارید اختصاص دهید و بد نیست که گاهی این معاشرتها و فعالیتها، بدون حضور همسرتان باشد. به این ترتیب با ارزش نهادن به خود، رابـ ـطه عاشقانه شما نیز تقویت میشود.
    عاشق «بازی»
    این دسته، عاشق دوران ناز و عشـ*ـوه و به دست آوردن دل معشوق هستند. برای آنها تعقیب و گریز ابتدای یک رابـ ـطه بسیار جذاب تر است. آنها از یک رابـ ـطه طولانی مدت به سرعت خسته میشوند و دوباره به فکر “شیطنت” می افتند.
    مراقب باشید، اگر چنین دل بازیگری دارید، وسوسه را از زندگی خود دور کنید و به جای اینکه در جایی خارج از رابـ ـطه فعلی خود به دنبال هیجان باشید، بکوشید که آنرا در همین رابـ ـطه ایجاد کنید. ببینید که برای ورود به یک رابـ ـطه جدید، چه قابلیتهای تازه ای از خود به نمایش میگذارید، مثلا ناگهان هـ*ـوس چرخ و فلک سواری میکنید؟ ، پس آنها را در زندگی مشترک خود پیاده کنید.
    عشق رفاقت آمیز
    اگر در رابـ ـطه ای شدیدا رفاقت آمیز هستید که از آن لـ*ـذت میبرید، ممکن است کم کم سر و کله عشق درآن پیدا شود. چنین روابطی ممکن است بسیار کند پیشروی کنند، اما بسیار مستحکم هستند. اما نکته دراینجاست که نباید فراموش کنید، رفاقت در زندگی مشترک همه چیز نیست و باید جرقه هایی از احساسات و تمایلات آن را زیباتر و هیجان انگیزتر کند.
     

    برخی موضوعات مشابه

    بالا