دلنوشته کاربران دل هم مینویسد | م.مهدی تبریزی کاربر انجمن نگاه دانلود

lindi

کاربر نگاه دانلود
کاربر نگاه دانلود
عضویت
2017/05/10
ارسالی ها
429
امتیاز واکنش
15,191
امتیاز
631
تو بارانی اگر شکوه آمدنت را بر صفحه ی زندگی ام نقش بزنم
چیزی جز خط خطی های بی احساس در کتاب خاطراتم نصیبم نخواهد شد
حتی نمیشود تورا تماشا کنم و از آمدنت و زیباییت با لنز چشمانم عکس بگیرم
تنها میشود تو را چشید تورا دید و تورا حس کرد و بعد
چند ماهی فرصت لازم است برای سعی در توصیف زیبایی طراوت و روح بخشی تو
وگرنه اگر فرصت را برای به نقش زدنت در صفحه ی زندگی هدر دهم هیچگاه به حس لمس لطافت اقدام تو بر روی دست هایم دست نخواهم یافت
 
آخرین ویرایش:
  • پیشنهادات
  • lindi

    کاربر نگاه دانلود
    کاربر نگاه دانلود
    عضویت
    2017/05/10
    ارسالی ها
    429
    امتیاز واکنش
    15,191
    امتیاز
    631
    هیچ وقت نخواستم پایم را از چهار دیواری امن ارزو ها بیرون بگذارم
    اما چشمان تو مستم کرد
    به طوری که از خط گذشتنم را نفهمیدم
    و حالا مدهاست از خط غرورم گذشته ام
    سراب من تو نیز از خطوط وجود گذشته ای ؟
     

    lindi

    کاربر نگاه دانلود
    کاربر نگاه دانلود
    عضویت
    2017/05/10
    ارسالی ها
    429
    امتیاز واکنش
    15,191
    امتیاز
    631
    1:
    خیلی وقت ها ما برای انچه نباید دست و پا میزنیم
    و بیشتر در گردابی فرو میرویم که در ان غرقیم
    و وقتی به خود می اییم که با امید یک کمک دست را سمت هر ریسمانی دراز میکنیم
    گاهی خواب
    گاهی خیال
    گاهی امید
    گاهی ارزو
    وگاهی تیغ
     

    lindi

    کاربر نگاه دانلود
    کاربر نگاه دانلود
    عضویت
    2017/05/10
    ارسالی ها
    429
    امتیاز واکنش
    15,191
    امتیاز
    631
    2:
    من دوست داشته شدن را ترجیح میدهم نه بیشتر
    تجربه ثابت کرده دنیای کسی که میشوی
    با همه ی خوبی ها و بدیهایش هم که میسازی
    هـ*ـوس سیاره ی دیگری به سرشان میزندفضانورد میشوند و کوچ میکنند از اغوشت به سمت بی نهایت و فرا تر از ان
    و تورا با اغوشی از غصه و غم و درد و دود و دم به حال خویش وا میگزارند
     

    lindi

    کاربر نگاه دانلود
    کاربر نگاه دانلود
    عضویت
    2017/05/10
    ارسالی ها
    429
    امتیاز واکنش
    15,191
    امتیاز
    631
    گاهی فکر میکنم ما به زمین همان قدر مدیونیم که تو به اغوش من
    من تو را پروردم
    به تو بال و پر دادم
    از خویش برایت گذشتم
    باهمه دنیا جنگیدم و
    به چرخشی گرد خودم ارام گرفتم تا تو
    پا به اسمان بی نهایت بگذاری
    گاهی فکر میکنم اگر اغوش امن من برای خیال پردازی هایت نبود
    هنوز هم همان کبوتر بی بال و پر بودی یا اوج میگرفتی به اسمان؟
    من تو را من کردم اما دیگر این منِ تو تومنی برایم نمی ارزد
    تو پیشکش همانان که بهای رسیدنت بهشان ترک من بود
    تو پیشکش به اسمان بلند پروازی هایت
     

    lindi

    کاربر نگاه دانلود
    کاربر نگاه دانلود
    عضویت
    2017/05/10
    ارسالی ها
    429
    امتیاز واکنش
    15,191
    امتیاز
    631
    - می دونی چرا ادمها شبیه حرفاشون نیستن؟
    +چون دارن از یکی دیگه تقلید می کنن
    - یا شاید از وقتی با تو بودن تغیر کردن
    +اخه چه تغیری میتونن بکنن
    _شاید با وجود تو بهتر شدن ...
    _شاید از وجودت دیوونه تر شدن ...
    _شاید با نبودت بی قرار تر شدن ...
    _شاید برات منتظر شدن ...
    _ شایدم با دیدنتون انتظارشون سر رسیده ...
    _یا شاید برای داشتنت بی صبر تر شدن ...
    _ کی میدونه شاید ... حتی شاید...
    شاید عاشق تر شدن....شاید حالا عاشق تر شدن
     

    lindi

    کاربر نگاه دانلود
    کاربر نگاه دانلود
    عضویت
    2017/05/10
    ارسالی ها
    429
    امتیاز واکنش
    15,191
    امتیاز
    631
    3:
    همیشه اتفاقات خوب نباید بزرگ باشد
    گاهی باید چشممان را روی اتفاقات کوچک باز کنیم
    گاهی یک نفس بی درد پاسخ چند سالی دعاست
    پس هیچ وقت ارامش لحظه هایت را دست کم نگیر
    گاهی حتی کمی درمان اثرات صدها امن یجیب است و
    گاهی یک سر شکسته پس از تصادفی سخت از تنها نشانه ای از صدها ایت الکرسی است
    زندگی را سخت نگیر در ارامش به همین بی حوصلگیها زندگی بساز
    با ههمه ی نگرانی ها ارام باش
    و با وجود درد بخند
    گاهی خدا تورا معجزه ای برای زندگیت قرار میدهد
    پس از امروز خودت اتفاق خوب زندگیت باش
     
    آخرین ویرایش:

    lindi

    کاربر نگاه دانلود
    کاربر نگاه دانلود
    عضویت
    2017/05/10
    ارسالی ها
    429
    امتیاز واکنش
    15,191
    امتیاز
    631
    چند بینی پیدا کرده ام
    از وقتی رفته ای تو را هر گوشه کنج و کناری میبینم
    به خودم هم دروغ میگویم
    هنوز هم مشغول تو هستم
    از شما شدنت ناراحت نباش دارم با تک تک تو های که در سرم جا خوش کرده اند صحبت میکنم
    من را دیوانه میخوانند اگر بر گردم و تک به تک با تمام خاطراتت سلام کنم تا میانشان سلامم به تو هم برسد
    نمیدانی اما هنوز هم نمیخوام توی جدیدی که برایم ساختی را بپذیرم
    من با رویایت خوشم و تو با دنیای جدیدت خوش باش
     
    آخرین ویرایش:

    lindi

    کاربر نگاه دانلود
    کاربر نگاه دانلود
    عضویت
    2017/05/10
    ارسالی ها
    429
    امتیاز واکنش
    15,191
    امتیاز
    631
    هیچوقت یه لبخند دروغین را نمی شناختم
    پیش از ان بغض های حبس شده در عمق گلوو را نمیفهمیدم
    قبل تر تنگی نفس نداشتم احساس خفگی را حس نکرده بودم
    اشک های نریخته نداشتم داد های نزده
    تپش قلب نا منظم
    بی اعتمادی بی دلیل
    حس تنهایی نداشتم
    تو باعث خیلی از اولین های من بودی
    خیلی از قایمکی خندیدن ها
    خیلی از خاطرات دو نفره
    پیاده زیر باران دویدن ها
    زیر پا گذاشتن یک شهر
    و حتی اولین خــ ـیانـت
    اما من هنوز به اولین های زیادی امید دارم
    اولین برگشتنت
    اولین عذر خواهیت
    اولین باری که اشتباه برداشت کردم
    اولین باری اشتباه شنیده ام
    اولین بار آغوشت پس از این همه فاصله
    اولین بـ..وسـ..ـه ات بر گونه ام
    اولین قرار دوباره
    اولین بار حس انگشتانت و حس دوباره گرمی دستانت
    پس برگرد اولین بار من
     
    آخرین ویرایش:

    برخی موضوعات مشابه

    پاسخ ها
    3
    بازدیدها
    230
    پاسخ ها
    1
    بازدیدها
    193
    بالا