نقد رمان معرفی و نقد رمان آزادی مشروط | بهار شایگان فرد کاربر انجمن نگاه دانلود

BaHaR sHaYgAn

کاربر نگاه دانلود
کاربر نگاه دانلود
عضویت
2017/07/30
ارسالی ها
849
امتیاز واکنش
48,449
امتیاز
781
محل سکونت
مشهد
_به نام خالق قلم_

نام اثر: آزادی مشروط
نویسنده: بهار شایگان فرد کاربر انجمن نگاه دانلود
ناظر: @*یـگـانـه*
ژانر: اجتماعی، تراژدی، عاشقانه
لینک رمان:
Please, ورود or عضویت to view URLs content!

خلاصه:

همه چیز از آن تصادف که عاقبتش مرگ محمد بود شروع شد؛ زینب به خاطر فوت همسرش، در خاموشی فرو رفته بود و متوجه اطراف نبود. پس از گذر چهار ماه، زمزمه های وصلت زینب و حمید، برادر محمد، بالا می گیرد؛ آیا ته تغاری خاندان فاطمیان باز هم این بارِ اجبار را به دوش می کشد؟


سلام.
سخن خاصی نیست؛ اما در ارسال نقدهای خودتون برای رمان آزادی مشروط یک لحظه هم تردید نکنید؛ حتی کوچک‌ترین ایراداتی که بیان کنید، در بالا رفتن سطح کیفی قلم منی که هنوز تازه‌کار هستم تاثیر فراوانی داره.
از نقد کردن نترسید و تا حد امکان از تخریب بپرهیزید؛ با سپاس :aiwan_lggight_blum:
 
  • پیشنهادات
  • ~*~havva~*~

    مدیر بازنشسته
    کاربر نگاه دانلود
    عضویت
    2016/04/06
    ارسالی ها
    2,276
    امتیاز واکنش
    23,187
    امتیاز
    916
    به نام خدا
    نویسنده عزیز ، ضمن عرض سلام ، ورود شما به تاپیک نقد که نشانی از نقد پذیری و علاقه مندی شما به پیشرفت قلمتان است را تبریک می گوییم . لطفا قبل از شروع فعالیت در تاپیک نقد ، قوانین بخش را مطالعه فرمایید .

    Please, ورود or عضویت to view URLs content!


    توجه فرمایید که این چنین پیام ها اسپم محسوب میشوند و لازم است در صورت مشاهده ، پیام مربوطه را به کادر مدیریت بخش نقد ، گزارش دهید :
    -عزیزم ادامه بده

    -خیلی رمانت قشنگه من عاشقش شدم

    -تند تند پست بزار

    -تو رو خدا مهناز و فرهود بهم نرسن

    و...........

    برای آموزش " نقد " می توانید از تاپیک زیر بهره ببرید :
    Please, ورود or عضویت to view URLs content!


    موفق باشید .
    مدیریت بخش نقد
    147342_lsbj_nqd.jpg
     

    ❤Amethyst

    کاربر نگاه دانلود
    کاربر نگاه دانلود
    عضویت
    2017/08/13
    ارسالی ها
    1,551
    امتیاز واکنش
    21,128
    امتیاز
    883
    محل سکونت
    neptune
    رمان جالبی رو مینویسی
    قلم خوبی داری و باعث خستگی یا دلزدگی نویسنده نمیشه.
    موضوع جدیدی رو انتخاب کردی. شاید اجبار همچین هم موضوع جدیدی نباشه و تو خیلی از رمانا باشه ولی جنس اون و اتفاقات و عقاید خاندان فاطمیان خیلی متفاوتش کرده. سیر اتفاقات هم تند نبود به نظرم خوب بود. به نظرم کمی توصیف مکانت رو بهتر کن، یکمی هم چهره باقی شخصیت ها رو هم توصیف کنی بهتره مثل زینب و پریا. اشعاری که زینب زمزمه می‌کنه خیلی قشنگن و فضای عاشقانه ای رو به رمان اضافه میکنن. اسم رمان هم مناسبه‌. رمان خیلی خوبیه و من دوسش دارم

    موفق باشی نویسنده جان:)
     

    BaHaR sHaYgAn

    کاربر نگاه دانلود
    کاربر نگاه دانلود
    عضویت
    2017/07/30
    ارسالی ها
    849
    امتیاز واکنش
    48,449
    امتیاز
    781
    محل سکونت
    مشهد

    SSARKA

    کاربر نگاه دانلود
    کاربر نگاه دانلود
    عضویت
    2018/12/12
    ارسالی ها
    91
    امتیاز واکنش
    370
    امتیاز
    196
    سن
    25
    سلام خدمت نویسنده ی گرامی
    منتقد نیستم ولی به عنوان یک خواننده مطالی رو راجع به رمان شما بازگو می کنم. این مطالب فقط نظر شخصی منه و مجبور نیستید اون ها رو در رمانتون به کار ببرید.

    رمان آزادی مشروط نگـاه دانلـود اجتماعی است. شاید قسمت های عاشقانه و کشمکش هایش رمان را به عنوان تماما عاشقانه معرفی کند، ولی در بن مایه اش می توان مطالب اجتماعی را به طور واضح دید.
    در رابـ ـطه با نام رمان، می توان گفت نویسنده هوش زیرکاکه ی خود را به رخ مخاطب کشیده و اسمی را انتخاب کرده که ذهن ها را درگیر و هوش ها را مجذوب و مجبور می کند که حداقل به رمان سرکی بکشند. از این بابت رمان آزادی مشروط توانسته است یا بهتر است بگویم نویسنده توانسته است از عهده ی نام به طور تمام و کمال بربیاید.
    خلاصه ی رمان کلی است و از این بابت باید به نویسنده تبریک گفت که از توضیحات نابجا در آن پرهیز کرده است.
    هوش و خلاقیت نویسنده آنجا آشکار می شود، که بخشی از یک کتاب نویسنده، تحت عنوان پیش گفتار در سرآغاز رمان به چشم می خورد. پیش گفتاری که خواننده را هر چند برای لحظاتی کوتاه به تفکر وا می دارد.
    همچنین استفاده از شعری متناسب با موضوع، خلاصه و حتی پیش گفتار به عنوان مقدمه توانست تا حدودی ماجرای رمان را لو دهد، ولی همین لو دادنش بود که رمان را جذابتر کرد.
    از چیزهایی که زیاد به چشم می آید و به نحوی اعصاب خوردکن است، می توان به تکرار بیش از حد 《را》 در متن رمان و همچنین توصیفات اندک میان دیالوگ ها اشاره کرد. و همچنین استفاده از کلماتی مانند 《چند ماه قبل》 را زیاد حرفه ای نمی پندارم چون این فلش بک ها لقمه را آماده در دهان مخاطب می گذارد و او را به تفکر و یک نوع بازی فکری منع می کند.
    در پایان استفاده از لهجه ی شیرین محلی در بخشی از رمان نشاندهنده ی این است که نویسنده توانسته قدمی مثبت در جهت ارتقاء سطح رمان نویسی بپیماید. باید بگویم که استفاده از لهجه ی محلی جذابیت خاصی به رمان بخشیده.

    ببخشید زیاد نوشتم و شاید هم اشتباهاتی در نقدم بود. ولی نویسنده ی قابلی هستید و حتما حتما به نوشتن ادامه بدید.

    قلمتان مانا و نوشته هایتان جاودان
     

    BaHaR sHaYgAn

    کاربر نگاه دانلود
    کاربر نگاه دانلود
    عضویت
    2017/07/30
    ارسالی ها
    849
    امتیاز واکنش
    48,449
    امتیاز
    781
    محل سکونت
    مشهد
    سلام؛ اول از همه، برای زمانی که برای مطالعه‌ و به ویژه نقد رمان گذاشتید سپاسگزارم:aiwan_lggight_blum:
    نکاتی که بیان کردید بی‌شک ویرایش خواهند شد.
     
    آخرین ویرایش:

    .neybad.

    کاربر نگاه دانلود
    کاربر نگاه دانلود
    عضویت
    2017/11/01
    ارسالی ها
    958
    امتیاز واکنش
    6,288
    امتیاز
    614
    سلام بهار
    خسته نباشی
    والا من منتقد نیستم و خیلیم سر از فوت و فن کارشون در نمیارم که بتونم درمورد رمانت حرف بزنم ولی تا اون جایی که من فهمیدم ...
    اینه که نکات مثبت رمانت درکنار هم باعث شده که یه چیزی به وجود بیاد که در عین اینکه داری به صورت مجازی میخونیش میتونی به صورت عینی تصورش کنی و حسش کنی و درکش کنی و این بخاطر قلم زیبات هست.
    بخوایم بگیم اسم رمانت کلا به رمانت هم خوانی داره یه جورایی از دل خط به خط رمانت دوتا کلمه پیدا کردی برای اسمش و این اسم از جنس خودشه و بیانگر خود رمانه برای همین در برخورد اول با رمانت این اسمش هست که ادم رو جذب میکنه.
    و درسته در خلاصه اصل رمان رو گفتی که محمد میمیره و زینب دچار اون پیچ و خم زندگیش میشه ولی همین خودش یه عامل بزرگ برای سوال ایجاد کردن تو ذهن خواننده هست که قراره چی بشه و به سر زینب چی بیاد.
    خوب تو نوع نوشتنت سوم شخص هست
    اصولا سوم شخص انگار بیرون از گود نشستی و یکی داره برات روایت رو توضیح میده یه جورایی مثل نشستن پای رادیو هست که تو از گوینده توقع داری برات یه جوری صحنه سازی کنه که بتونی درک کنی یه جورایی تو چشم مایی و گوش مایی ...باید خوب بشنوی خوب ببینی و خوب توصیف کنی که ما هم به واسطه تو بتونیم ببینیم و بشنویم و حس کنیم...
    و این توی رمان تو خیلی اشکاره ..تو خیلی عالی این کار رو انجام دادی توصیف همه صحنه ها جوری بوده که علاوه بر دیدن ما میتونستیم درکش کنیم
    واقعا حس زینب قابل لمس هست و جوری توصیف شده که میتونیم خودمون رو قرار بدیم توی اون موقعیت ببینیم اگر ما بودیم چیکار میکردیم و این یک نکته مثبت توی نوشنت هست
    تنهای چیزایی که من دیدم اینکه قبل از اینکه به زینب بگن باید با برادر محمد ازدواج کنه و کمی بعد ترش توی نوشته ها از بیت های زیادی استفاده کردی جوری که از اصل گفته دور شدیم با وجودی که شعره ها درمورد اون فضا بودن
    و فضا پردازی رو میتونی توی اون قسمت که زینب تازه محمد رو از دست داده بود و بیمارستان بود قوی کنی جای بهتر شدن داره
    و اینکه خوشحالم رمانت رو میخونم
    امیدوارم موفق باشی و همیشه قلمت جوهری باشه:)
    موفق باشی
     

    BaHaR sHaYgAn

    کاربر نگاه دانلود
    کاربر نگاه دانلود
    عضویت
    2017/07/30
    ارسالی ها
    849
    امتیاز واکنش
    48,449
    امتیاز
    781
    محل سکونت
    مشهد
    سلام، سلامت باشی :)
    ممنون بابت نکات مثبت و تشکر فراوان بابت نقدی که دادی؛ حتما توی ویرایشات شامل می‌کنم ^-^
     

    Nazigol

    کاربر نگاه دانلود
    کاربر نگاه دانلود
    عضویت
    2017/09/05
    ارسالی ها
    181
    امتیاز واکنش
    1,876
    امتیاز
    377
    سن
    24
    محل سکونت
    خونه!!!
    سلام. اصرار داشتین رمانتون نقد بشه و من واقعاً خیلی برام سخت بود که نقدش کنم. رمان شما واقعاً عالیه. اسم رمانت قشنگه، هرچند حس می کنم هنوز رمانتون در مسیر اسمش قرار نگرفته. فکر می کنم زینب باید یه چیزهایی رو از دست بده که بشه شرطی برای آزادیش؛ گرچه هنوز به اون جای رمانتون نرسیدیم و من واقعاً کنجکاوم که زینب چه چیزهایی رو از دست خواهد داد.
    تنها مشکلی که من می بینم اینه که افرادی مثل حاج کاظم و حاج باقر و... رو غیر قابل دسترس می بینم. چون زاویه ی دید شما سوم شخصه انتظار داشتم که بتونم این افراد رو هم درک کنم، اما نمی تونم. تنها تصوری که از حاج کاظم و برادرش دارم اینه که خیلی مستبد و خودرأی هستن و عقاید خشکی دارن؛ اما قابل درک نیستن. حتی رضا و حمید و... رو هم نمی تونم درک کنم. مثلاً برای رفتار رضا در مقابل اعتراض زینب بهتر بود همچین چیزی می نوشتین:
    (رضا با بهت به دیوانگی خواهرش نگاه می کرد. با این که می دانست حق با اوست، اما این جا عمارت فاطمیان بود! کسی نباید زینب را با این حال می دید. از خجالت سرخ شده بود. می دانست! او خواهرش بود. چه ایرادی داشت همدیگر را با اسم صدا می زدند؟! اما منطق در این جا جایی نداشت. رضا تنها بیرون از عمارت و به دور چشم خانواده اش می توانست خودش باشد.)
    البته قلم من به خوبی شما نیست اما به نظرم اگه رفتار برخی شخصیت ها رو این جوری توجیه کنین، قابل درک تر می شن. ببخشید جسارت کردما! اصرار خودتون بود:campe45on2:
    موفق باشین!:aiwan_light_heart:
     

    BaHaR sHaYgAn

    کاربر نگاه دانلود
    کاربر نگاه دانلود
    عضویت
    2017/07/30
    ارسالی ها
    849
    امتیاز واکنش
    48,449
    امتیاز
    781
    محل سکونت
    مشهد
    سلام عزیزم؛ خیلی ممنون که نقد کردی :)
    درست می‌گید رمان هنوز در مسیر اسمش قرار نگرفته و به زودی اتفاقاتی که منتظرشید در راهن.
    چشم؛ حتما مواردی که بیان کردید رو توی ویرایش‌ها لحاظ می‌کنم.
    من از خدامه هر یک پست که می‌زارم نقد شما رو داشته باشم! :aiwan_lightsds_blum:
    بازم ممنون بابت نقدتون :)
     

    برخی موضوعات مشابه

    بالا